تبلیغات
اشعار با شقایق - سوار آفتاب و نور
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مرداد 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
سلام ای مهدی موعود
سوار آفتاب و نور
رسول مهربانی ها
امید لحظه های دور
به آنجایی که خورشیدم غروبش سخت غمناکست
جوانمردی بسان سنگ در خاکست
که را من جستجو سازم کجا سجاده در بازم
که پیش چشم تاریکست
صراط عشق باریکست
و پایم سخت درمانده است
و من حیران این راهم
فتاده در ته چاهم
ازین افتادگی ها نیز آگاهم
که راهی نیست
مگر چاهی که دارد صد دهان چاک
فضایی نیست
مگر یک مبهمی از خلوت ادراک
رهایم کم ازین مردن که پشت و روی دیوارست
درین درگاه مرگ آور
زمین گهواره خارست
کجایی ای رسول مهربانی ها
فراتر از گل و شبنم
زبان بی زبانی ها
مرا دریاب
که قلبم سخت افسرده ست
که گهگاهیست قلب آدمی مرده ست




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.