تبلیغات
اشعار با شقایق - زوال باقی
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مرداد 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
اندوه شبانه بی تو باز آمده است
دل در طلبت پر از نیاز آمده است
آه و غم تو نهفته تا کی دارم
بعد از غم تو چه غصه در پی دارم
رویای منی که این خیالی باقی است
معدوم توام که این زوالی باقی است
آنان که هوس بر ایشان پابست است
الحق دلشان به چیز پوچی مست است
با تو که دمی برابری نتوان کرد
در همرهی ات که دلبری نتوان کرد
پیکار هوس مرا کجا در جانست
آن دم که غمت به سینه ام پنهان است
من در طلبت هوای تن را کشتم
از عشق رخت حرف و سخن را کشتم
پندار و هوس به گوشه ای افکندم
تا درنگری به عشق تو پابندم
چون عشق توئی جهان فانی پوچ است
بی عشق تو اسرار نهانی پوچ است
بی عشق تو مهتاب در این عرش نماند
سبزه به رخِ تیره گل فرش نماند
ای دوست بیا که جز تو درمانی نیست
درد دل من نهانی و پنهانی نیست
من شیفته کمال و مستانگی ام
من رهگذر سرای دیوانگی ام
گر پای من از صراط تو دور شده ست
چشم و دل من ز دیدنت کور شده است
یک لحظه مرا به حال خود وا مگذار
این قلب غمین به خشم آتش مسپار




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.