تبلیغات
اشعار با شقایق - رنگ مهتاب
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مرداد 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
دوش با این دل دیوانه  خود می گفتم
بی غم عشق جهان دلبر غافل باشد
خبر از عشرت پنهانی دل کی دارد
آنکه در معنی دل مانده به هر گل باشد
عارف مست خراباتی بی بنیاد است
خوش بود آنکه در این دهر قویدل باشد
رنگ مهتاب زرخانه یاران داند
به یم حسرت و بیداد چو ساحل باشد
عمر ما تندر ابرست که خواهد بگذشت
دلبرا خیز که مدهوش نه عاقل باشد
باز مهتاب در این عرش زرش خواهد ریخت
گرچه جسم من و تو محو در این گل باشد
پرده بردار محبت صفت خوبان است
این تهی مغزی محجوب به باطل باشد
تا کناری نرود پرده تردید و گمان
فانی عشق درین دهر چو سائل باشد
خلوت دل نتوان گفت که جای شرر است
صحبت عشق درین مکتب و محفل باشد
نوریا صحبت شادی به الم میگوئی
یک شب از همراهی ات آه چه مشکل باشد



.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.