تبلیغات
اشعار با شقایق - اضطراب
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مرداد 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
اشک می بارد هنوز از دیدگان مضطرب
ناله باید کرد همچون آسمان مضطرب
در جفا ماندن برادر چاره یک درد نیست
کی سکوتی گشت درمان در جهان مضطرب
عالمی را با سخن پندار و افسون کرده اند
بی عمل افزون شود درد هزاران مضطرب
با سخن بر خویشتن تاری تنیدن چاره نیست
عنکبوتی کن رها جانا به جان مضطرب
دست در شمشیر باید کرد یاران چون حسین
تا شود خندان دل بی یاوران مضطرب
مادر ما فاطمه از درد می پیچد به خود
دل زدستش می رود چون کاروان مضطرب
ما و بی پایانی و سرگشتگی همخانه ایم
تا به کی همخانه بودن با نهان مضطرب




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.