تبلیغات
اشعار با شقایق - ونوس
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
با یک نگاه به تو
می توان فهمید که هنوز حیا نمرده ست
می توان فهمید که نجابت آن خونی است
که قلبم آز آن زنده است
و روی تو از آن گلگون و سرخ
با یک نگاه می توان فهمید که هنوز
زیبایی در سرخی و سبزی یک چهره نیست
در روح بزرگی است
که ترا گاه می خنداند
آنسان که جهان به احترام آن تبسم
از جای بر می خیزد
و مرا با تمام نهیلیستی ام تا نوازش
یک گل سرخ می خواند
آری –
حتی نمی خواهم بدانم نامت چیست
یا کجایی هستی
که تو هر جا که باشی
آن جای نام خویش از تو می گیرد
و تو یک نا شناخته نیستی ، نیستی
که به معرفه آشکار شوی
تو آنقدر خوبی – آنقدر خوب که من از شوق خوابم نمی برد
وقتی در هجوم این همه خوبی ام
از تو قصه لیلی تازه می شود
از تو همیشگی شب می میرد
و جاودانگی روز می آید
من ترا جز امروز کجا دیده ام
شگفتا چقدر به تو نزدیکم
و چقدر خوردمانی
و دگر شک نمی کنم که جهان دگری هست
که گر نبود ، این همه آشنایی ،
بی آنکه سخنی گفته باشیم ،
بی آنکه نامی از هم بدانیم ،
بی آنکه حتی نگاهی دوباره
از سر تردید ،
به یکدیگر بیندازیم
چگونه هستی ام را سرشار از حیایی هماره مستدام نموده است
راستی چگونه؟
چگونه ونوس میلوی عزیز
تو حیفی – حیف از اینکه روزی کهنه شوی
روزی بی ابهت باشی
حیفی از اینکه روزی عابران
بی خجالت
از پیشت گذر کنند
و تو حیای آنان را بر نینگیزی
خنده آورست اما حقیقت دارد
که تو خیلی بزرگی خیلی بزرگ
بی آنکه شاید در نظر خویش
نا توانترین و نا زیباترین باشی




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.