تبلیغات
اشعار با شقایق - گله
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
ای که چشمان تو چون آبی آرام بلند
دلم از پیچش گیسوی تو هر جای به بند

عاقبت زهره صفت وقت سحر گم شده ای
غائب از چشم من و دیده مردم شده ای

یک دم از لطف بیا و نظری بر ما کن
زین همه داغ که بر دل زده ای پروا کن

چه شود با دگر از لب تو می نوشم
تو بگو آه بگو می زلبت کـی نوشم

تو بجز مهر چه دیدی که چنین رنجیدی
مُهر حسرت به دل غمزده ای کوبیدی

آه و افسوس که از دوست چنین زار شدیم
دست بر سینه به پیش دگران خوار شدیم




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.