تبلیغات
اشعار با شقایق - شب گریه
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
شب گریه شب غصه بسر آید
آخر از دلبر ما هم خبر آید
شب تاریک و غمین رو به تمامی است
بعد این شام پریشان سحر آید
صبح فردا که طلوع دگری هست
از یکی گشتن ما هم خبر آید
بین قلب من و تو فاصله ای نیست
دور ، نزدیک نما کز تو بر آید
گفته بودی که شوم بنده عشقت
بندگی کردم و از تو حذر آید
درد تو در همه جا مرحم جان است
مرده آنست کزین غم بدر آید
خاک کویت که مرا سرمه چشم است
خاک عشق است که هر جا به برآید
از همه درد ، سرودی بسرودیم و غمت گفت
شادمان باش که این هم بسر آید




.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.