تبلیغات
اشعار با شقایق - فصل پاییز
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
فصل پاییز آمد و اندوه ما آغاز شد
در میان غصه و غم دل پی پرواز شد
مهربانان جاودانه رفته اند از این دیار
فصل بی مهری طنین افكنده بر این روزگار
دیگر از شور و شعف با مگو افسانه ای
كه نه گل باقی بود نه شمع و نه پروانه ای
ای دریغا روزگار از غصه ها لبریز گشت
هر كه با ما آشنا شد رفت و دیگر بر نگشت
تكدرختی مانده در صحرا جدا از برگ و بار
فصل پاییز است یاران بر نگردد نوبهار
آسمان زرد و زمین زرد و جوانان زرد روی
فصل بی برگی است نوری از غمش دیگر مگوی



برچسب ها: فصل پاییز،
.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.