تبلیغات
اشعار با شقایق - گهواره خار
اشعار با شقایق
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 توسط سیاوش نوری | نظرات ()
نگارا نازنینا چهره ام از بغض سرشار است
پریشان گشته رویت زهجرت سخت بیمار است
جفا را خوب میدانی وفا داری كمی آموز
كه مجنون رخت، از هرچه زیبا روی بیزار است
مرا بینی و نشناسی نقاب از رخ نیاندازی
منم من،آنكه در هر نیمه شب از عشق بیدار است
گمان دارم تمام عمر از عشقت سخن گویم
اگر چه در ره عشقت هزاران چوبه دار است
نه میل بوستان دارم نه بر طرف چمنزارم
كه بی همراهی ات ای گل،زمین گهواره خار است
سرم سودایی رویت دلم در بند گیسویت
رهایم كن از این مردن كه پشت و روی دیوار است
زمان عیش آخر شد ز بس نامهربان بودی
پریشان خاطرم كردی گله زین غصه بسیار است



برچسب ها: گهواره خار،
.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
اشعار با شقایق اثر مهندس سیاوش نوری
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.